سوراخ کردن گوش
عزیزکم دختر مامان امروز روز دختره ![]()
روزت مبارک دختر کوچولوی مامان و بابا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
امروز میخواستیم عصری یه سری ببریمت دکتر اخه چشمت یکم قرمز شده و به دکتر بگیم گوشها ت رو سوراخ کنه,یه بار هم تو 6_7ماهگی بردیمت دکتر گفت یکم زوده![]()

![]()
دکتر گفت یکم درد داره اول پشیمون شدیم اخه عزیزکم این روزا مامان دل دردهای بدی داشتم و حالم زیاد خوب نبوده ترسیدم نتونم ازت خوب نگهداری کنم,اما بعدش گفتن اونقدر هم نیست و اینکه بزرگتر بشی سختر میشه,بالاخره گوشت رو سوراخ کردیم![]()
هوراااااااااااا
الهی بمیرم,انقدر محجوبانه گریه کردی دلم برات سوخت ,دست مامان رو بردی جلو صورتت و یواش گریه کردی بعدش که بغلت کردم زدی زیر گریه.
عروسکم ![]()
این عکسم زمانی که از اونجا امدیم ازت گرفتم بغل بابایی رفتی,اون عروسکی رو هم که بغل گرفتی قبل از رفتن برات خریدم مامانی ,یه عالم بووووووووووووسسسسس

اینم دخترم با گوشواره های کوچولوش![]()

بعدشم بردیمت پارک و کلی برا خودت تاب و سرسره بازی کردی![]()

اینم شبش که ولو شدی:



سوراخ کردن گوش
